جمال الدين محمد الخوانساري

491

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

تأكيدست . وممكن است كه مراد به آنها واجبات عمده باشد كه شعار اسلام است مانند نماز وروزه وحجّ وذكر « فرض » بعد از آن تعميم بعد از تخصيص باشد تا شامل همهء فرايض واجبها شود وبر هر تقدير بلفظ مفرد آوردن آن نه جمع از براي رعايت سجع فقرهء بعد است ، وممكن است كه « سنن » نيز مفرد باشد بمعنى طريقهء اسلام موافق فرض نهايت مراد همه طريقه‌ها باشد چنانكه مراد بفرض همهء فرايض است وسنن هر گاه مفرد باشد بفتح سين وضمّ آن وكسر آن وفتح نون وضمّ آن همه مىتوان خواند وهر گاه جمع باشد بضمّ سين است وفتح نون . 6709 قد استدار الزّمان كهيئته يوم خلق « 1 » السّماوات والأرض « 2 » . بتحقيق كه بر گرديده روزگار مانند هيئت آن در روزى كه آفريده خدا آسمانها وزمين را . نقل اين كلام معجز نظام از آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله در كتاب ديگر بنظر نرسيده بلكه آن روايت شده از حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه وآله كه فرموده‌اند در حجة الوداع وبيان آن اينست كه مشركان نسىء مىكردند يعنى پس مىانداختند ذي حجه را در هر دو سال بماه ديگر وحجّ مىكردند در هر ما هي دو سال پس حجّ كردند در ذي حجه دو سال ودر محرّم دو سال وهمچنين در هر ما هي تا اين كه واقع شد حجه كه پيش از حجة الوداع بود در ذيقعده وافتاد حجة الوداع بذيحجه پس آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله خطبه فرمودند مشتمل برين كلام ومراد اين بود كه : درين سال برگشت ذي حجه بوضع وهيئت خود كه در ابتداى خلق عالم داشت وهمچنين هر ما هي وباطل شد نسىء كه ايشان مىكردند واگر نسبت آن بآن حضرت عليه السّلام صحيح باشد چنانكه درين كتاب نقل شده ممكن است كه آن حضرت

--> ( 1 ) شارح ( ره ) فعل « خلق » را معلوم ضبط كرده ودر ترجمه نيز بلفظ « آفريده خدا » معنى كرده است ليكن در هيچيك از نسخ متن وشرح لفظ « اللّه » ذكر نشده است پس گويا بقرينهء مقام ترجمه شده يا لفظ جلاله از قلم ناسخان افتاده است فتفطن ( 2 ) اين عبارت نظير آن عبارت است كه در نهج البلاغة ضمن خطبهء 16 وارد شده : « الا وانّ بليّتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث اللّه نبيّكم ( ص ) » ( رجوع شود بمجلد أول شرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد چاپ أول مصر صفحهء 90 ) .